داستانک
روزی لقمان به پسرش گفت: «امروز به تو سه
پند می دهم که کامروا شوی. اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر جهان بخوابی و سوم اینکه در بهترین کاخ ها و خانه های
جهان زندگی کنی.»
پسر
لقمان گفت: «ای پدر، ما خانواده ای بسیار فقیر هستیم. من چگونه می توانم این کارها
را انجام دهم؟»
لقمان
جواب داد: «اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری، هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای
جهان را می دهد.
اگر
بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی، در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین
خوابگاه جهان است؛ و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری، آن وقت
بهترین خانه های جهان مال توست.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۶ ق.ظ توسط مدیر وب
|